خرید بک لینک
یکی است توقلبم که هر شب واسه اون می نویسم اون خوابه نمی خوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یک کاغذ یک خودکار دوباره شده همدمه این دل دیونه یه نامه که خیسه پراز اشکه وکسی بازم ارونو نمی خونه یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه رفت داره میره چیزی نگفتم آخه نخواستم دلش غصه بگیره گریه میکردم درو که می بست می دونستم که میمیرم اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون می کنم اینجا سکوت اتاق ها داره میشکنه تیک تیک ساعت رو دیوار دوباره نمی خوام بشه باورمن که دیگه نمی یاد اینگار

برچسب: نویسنده: وحید تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت: 0:42

صفحه بندی